مرتضى مطهرى
573
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عرفاى بعد از او عموماً ريزه خوار سفرهء او هستند . محيى الدين علاوه بر اينكه عرفان را وارد مرحلهء جديدى كرد ، يكى از اعاجيب روزگار است . انسانى است « شگفت » و به همين دليل اظهارعقيدههاى متضادى دربارهاش شده است . برخى او را ولى كامل ، قطب الاقطاب مىخوانند و بعضى ديگر تا حد كفر تنزلش مىدهند . گاهى مميت الدين و گاهى ماحى الدينش مىخوانند . صدرالمتألهين فيلسوف بزرگ و نابغهء عظيم اسلامى ، نهايت احترام براى او قائل است ؛ محيى الدين در ديدهء او از بوعلى سينا و فارابى بسى عظيمتر است . محيى الدين بيش از دويست كتاب تأليف كرده است . بسيارى از كتابهاى او و شايد همهء كتابهايى كه نسخهء آنها موجود است ( در حدود سى كتاب ) چاپ شده است . مهمترين كتابهاى او يكى فتوحات مكيه است كه كتابى است بسيار بزرگ و در حقيقت يك دائرة المعارف عرفانى است . ديگر كتاب فصوص الحكم است كه گرچه كوچك است ولى دقيقترين و عميقترين متن عرفانى است ؛ شروح زياد بر آن نوشته شده است . در هر عصرى شايد دو سه نفر بيشتر پيدا نشده باشد كه قادر به فهم اين متن عميق باشد . محيى الدين در سال 638 در دمشق درگذشت و همان جا دفن شد . قبرش در شام هم اكنون معروف است . 6 . صدرالدين محمد قونوى ، اهل قونيه ( تركيه ) و شاگرد و مريد و پسر زن محيى الدين عربى . با خواجه نصيرالدين طوسى و مولوى رومى معاصر است . بين او و خواجه نصير مكاتبات رد و بدل شده و مورد احترام خواجه بوده است . ميان او و مولوى در قونيه كمال صفا و صميميت وجود داشته است . قونوى امامت جماعت مىكرده و مولوى به نماز او حاضر مىشده است و ظاهراً - همچنانكه نقل شده - مولوى شاگرد او بوده و عرفان محيى الدينى را كه در گفتههاى مولوى منعكس است از او آموخته است . گويند روزى وارد محفل قونوى شد . قونوى از مسند حركت كرد و آن را به مولوى داد كه بر آن بنشيند . مولوى ننشست و گفت : جواب خدا را چه بدهم كه بر جاى تو تكيه زنم ؟ قونوى مسند را به دور انداخت و گفت : مسندى كه تو را نشايد ، ما را نيز نشايد . قونوى بهترين شارح افكار و انديشههاى محيى الدين است . شايد اگر او نبود محيى الدين قابل درك نبود . كتابهاى قونوى از كتب درسى حوزههاى فلسفه و عرفان اسلامى در شش قرن اخير است . كتابهاى معروف قونوى عبارت است از : مفتاح الغيب ، نصوص ، فكوك . قونوى در سال 672 ( سال فوت مولوى و خواجه